vps

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 از مجموع 9

موضوع: آموزش گام به گام Vb.net

  1. #1
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض آموزش گام به گام Vb.net

    تاریخچه ویژوال بیسیک :
    برای شناخت بیشتر ویژوال بیسیک دات نت باید آشنایی مختصری با پدربزرگ آن یعنی Basic داشته باشیم, زبان بیسیک در اوایل دهه 60 میلادی (1963) توسط پروفسور John kemeny یکی از اساتید کالج Dartmouth برای ایجاد بستری مناسب برای آموزش ساده برنامه نویسی برای افراد میتدی طراحی شد و همانطور هم که از نام آن میتوان فهمید, ایتدایی بودن (سادگی) یکی از صفات بارز آن بود.
    در سال 1975 بعد از انقلابی که با ساختن Microchip ایجاد شد, فکر داشتن یک کامپیوتر برای هر شخص در ذهن بیل گیتس ایجاد شد, وی و پل آلن دوست صمیمیش نسخه ای جدید از Basic را برای کامپیوترهای شخصی ایجاد کردند. بیسیک سالهای زیادی را همچنان ساده طی کرد و نسخه های متفاوتی را به خود گرفت تا اینکه در مارچ 1988 Alan Cooper پدر ویژوال بیسیک پوسته اولیه drag-and-drop را طراحی کرد و آنرا که Tripod نامیده میشد به بیل گیتس نشان داد. مایکروسافت برای خرید این مفهوم شروع به مذاکرات کرد و انرا خرید و نام یاقوت سرخ Ruby را به آن داد. در سال 1991 مایکروسافت QBasic و Ruby را با هم تلفیق کرد و نام تندر Thunder را بر آن گذاشت. نتیجه این تلفیق محیطی بود که براحتی میشد برای ویندوز با استفاده از drag-and-drop و کد نویسی برنامه ایجاد کرد این تولد ویژوال بیسیک بود, در سال 1992 نسخه 2 ویژوال بیسیک روانه بازار شد در این نسخه دسترسی سطح 1 برای ODBC , فرمهای MDI و متغیرهای Object به ویژوال بیسیک راه یافتند. در ژوئن سال 1993 نسخه شماره 3 ویژوال بیسیک شروع بکار کرد در این نسخه موتور اکسس (Jet), OLE, DAO و تکنولوژی ایجاد گزارش راه یافتند. در اکتبر 1996 برای اولین بار به کاربر اجازه ساخت Add-ins داده شد در همین نسخه 4 بود که کلاس و OCX راه را به ویژوال بیسیک باز کردند. در آوریل 1997 نسخه 5 روانه بازار شد در این نسخه راه برای نوشتن ActiveX باز شد. یکسال بعد یعنی 1998 نسخه 6 ویژوال بیسیک که کاملا قدرتمند بود وارد دنیای برنامه نویسی شد. این نسخه قابلیت طراحی صفحات وب را همراه خود آورد و در دسترسی به منابع داده راه را هموار نمود. در سال 2002 اولین نسخه ویژوال بیسیک دات نت و در سال بعد دات نت 2003 منتشر شد. 2 سال بعد نسخه نهایی vb.net یعنی 8 وارد بازار شد.
    نگاهی به تاریخچه vb حاکی از آن است که ویژوال بیسیک در طول این 16 سال همواره در پی ایجاد بسترهای جدید و راحتر بوده است بطوریکه شعار vb.net همواره ساده بودن و در عین حال قدرتمند بودن است.




  2. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

  3. #2
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض

    NetframeWork چیست؟

    اساسا وظیفه این چهارچوب کاری Framework مدیریت و اجرای برنامه های کاربردی و سرویسهای وب است. دات نت فریم ورک خود از دو قسمت بنیادی به نامهای کتابخانه کلاسها (.Net framework Class Libraries) FCL و هسته اجرایی زبان مشترک (Common Language Runtime) CLR تشکیل شده است.
    کتابخانه کلاسهای دات نت فریم ورک مجموعه بسیار بزرگ از کلاسهای نوشته شده برای زبانهای مختلف و بصورت آماده است که فقط باید کاربر از انها استفاده کند و دیگر نیازی به نوشتن همه آنها ندارد. این موضوع یکی از مزایایی اصلی دات نت نسبت به زبانهای دیگر است. چرا که قبل از ورود دات نت ما مجبور بودیم همه چیز را خودمان بنویسیم. اما در حال حاضر آنها وجود دارند و ما فقط زحمت پیدا کردن و قرار دادن آنها را در جای مناسب می کشیم.
    اما CLR : CLR مسئول اجرای برنامه های دات نت است, وقتی یک برنامه نوشته شده با vb را کامپایل میکنیم, کدهای ما به زبانی واسط که CLR از آن سر در می آورد یعنی زبان بینابینی مایکروسافت MSIL یا اختصارا IL تبدیل میشود. هنگام اجرای برنامه CLR کدهای MSIL به سرعت به زبان ماشین ترجمه و اجرا میشوند. مزیت این روش در این است که اگر روزی مایکروسافت بخواهد برای سیستم عامل دیگری مانند لینوکس یا مک CLR بنویسد برنامه های کامپایل شده vb.net بدون هیچ مشکلی روی آن اجرا میشوند.

    برنامه های کامپایل شده با ابزارهای دیگر برنامه نویسی بجز .net به فرمت باینری در می آیند اما برنامه های ویژوال استدیو به MSIL یا IL کامپایل میشوند تا CLR بتواند آنها را اجرا کند. به همین دلیل به برنامه های کامپایل شده ویژوال ستدیو اسمبلی Assembly گفته میشود.
    اما نتیجه دیگری که دات نت فریم ورک برای کاربران عرضه کرد, سادگی راه برنامه نویسی بود چرا که برنامه های نوشته شده در هر سیستمی که این چهارچوب کاری را داشته باشد قابل اجرا هستند و هیچ گونه تداخلی مابین dll ها دیگر وجود ندارد. و برنامه نیازی به همراه داشتن فایلهای dll ندارد. مشکلی که در نسخه های قبلی به میزان زیاد وجود داشت.

    اسمبلی چیست :

    اسمبلی جایی است که کدهای IL یک برنامه نوشته شده با vb.net در آن قرار دارند. (بلوک های ساختاری برنامه های .net) در واقع CLR اسمبلی را اجرا میکند. در ویرایشهای قبلی vb این فایلهای exe یا dll بودند که اجرا میشدند اما در دات نت همه آنها جای خود را به اسمبلی داده اند. در واقع هنگامیکه vb برنامه ای را به کدهای IL کامپایل میکند آنها را بصورت ماژول در اسمبلی جای میدهد.

    محتویات یک اسمبلی :

    اطلاعاتی برای هر کلاس عمومی یا نوع که در اسمبلی مورد استفاده قرار گرفته اند. اطلاعات شامل نام کلاسها و نوع, کلاسهایی که یک کلاس از آنها مشتق شده است. اطلاعاتی در زمینه تمام متدهای عمومی که در یک کلاس وجود دارند که شامل نام متدها و مقادیر برگشتی میشود. اطلاعاتی در زمینه تمام پارمترهای عمومی که در یک متد وجود دارند شامل نام و نوع پارمتر. اطلاعاتی در مورد شمارشهای عمومی شامل نام و مقدار آنها . اطلاعاتی در مورد ورژن اسمبلی. کدهای زبان واسط برای اجرا.

  4. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

  5. #3
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض

    متغیر چیست؟

    متغیرهای نامهای سمبلیک برای مقادیر ذخیره شده در حافظه هستند, برای درک بهتر آنها را باکسهایی در حافظه تصور کنید که از بیرون دارای نام و در داخل دارای مقادیر مشخصی هستند. هر متغیر بوسیله 6 خصوصیت تعریف میشود که عبارتند از : نام, آدرس, نوع داده, مقدار, قلمرو و زمان عمر

    برای تعریف متغیرها از کلمه کلیدی Dim (مخفف Dimension به معنی بعد) استفاده میکنیم : Dim Varname As Vartype
    که Varname نام متغیر است که ما آنرا ایجاد میکنیم و Vartype نوع داده متغیر را مشخص میکند و ما آنرا انتخاب میکنیم مانند Integer , Double و String
    در تعریف متغیرها : کاراکتر اول نباید عدد باشد, در بین نام متغیر استفاده از فاصله مجاز نیست, حداکثر طول کارکترهای متغیر نباید بیشتر از 255 کاراکتر باشد.

    Dim myage As Integer
    Dim myfirstname, lastname As String
    Dim myname As String = "anvar.net"
    میتوان چند متغیر را در یک خط اعلان کرد, میتوان در همان خط اعلان به متغیرها مقداردهی کرد. در صورتی که ما این کار را نکنیم خود ویژوال بیسیک مقادیر پیش فرضی با توجه به نوع داده به آن نسبت میدهد. مثلا 0 برای تمام نوع داده عددی, False برای نوع داده بولین و .................

    آدرس هر متغیر در واقع مکانی از حافظه است که مقدار متغیر در آن نگهداری میشود, در مجموع با توجه به عمر متغیر آدرس متغیر در حافظه تغییر میکند. گاها آدرس یک متغیر I-value یک متغیر نیز نامیده میشود.
    نوع داده : نوع داده متغیر, مقادیر احتمالی را که متغیر میگرد, تعیین میکند.
    مقدار متغیر : محتوی مکان حافظه در آدرس یک متغیر است.
    قلمرو: قلمرو یک متغیر نحوه دسترسی به متغیر را فراهم میکند, مثلا اگر یک متغیر در داخل یک روال تعریف شود در سایر روالها قابل دسترسی نیست.
    متغیرها (همچنین ثابتها) دارای دارای یک قلمرو یا حوزه دید هستند. حوزه دید سطح دسترسی به متغیرها را در کدهای برنامه تعیین میکند. سطح دسترسی به یک متغیر در دو سطح تعریف میشود :
    سطح بلوک و سطح روال برای متغیرهای محلی, سطح ماژول و سطح پروژه
    متغیرهای محلی : اگر یک متغیر در داخل یک بلوک کد (بلوک یعنی عبارتی که با End و Loop یا Next به پایان میرسند)تعریف شود این متغیر فقط از داخل همین بلوک قابل دسترسی هست. و خارج از بلوک قابلیت دسترسی ندارد. مثلا
    If X<>10 Then

    Dim rec As Double

    Rec=1/X

    End if

    MsgBox(CStr(rec))
    در این مثال متغیری از نوع عدد صحیح در داخل بلوک If تعریف کرده ایم. اما چون تعریف ما در سطح بلوک است متغیر بعد از عبارت End if دیگر قابل دسترسی نیست.
    در صورتی که متغیر در داخل یک روال اعلان شود سطح دسترسی آن محدود به روال فوق است و فقط در داخل روال قابل دسترسی است.
    به متغیرهایی با سطح دسترسی بلوک یا روال متغیرهای محلی Local میگویند.متغیرهای که بصورت محلی تعریف میشوند میتوانند در سایر روالهای دیگر نیز با همان نام اعلان شوند.
    متغیرهای عمومی : شامل متغیرهایی هستندکه در سطح ماژول یا پروژه تعریف میشوند. در صورتی که در ماژول های استاندارد متغیز=ری را تعریف کنیم میتوان سطح دسترسی ب آن را با کلمات کلیدی Private و Public و Friend تعیین کرد. البته در اینجا اولویت با قلمرو خود ماژول است یعنی اگر یک متغیر Public را در داخل یک ماژول با قلمرو Friend تعریف کنیم, متغیر ما هم قلمرو Friend خواهد داشت نه Public
    دسترسی Private : یا خصوصی , متغیری که در بخش اعلان یک ماژول بصورت Private تعریف میشود فقط از داخل همان ماژول قابل دسترسی هست. در صورتی که یک متغیر در داخل یک ماژول با استفاده از کلمه کلیدی Dim اعلان شود آن متغیر سطح دسترسی ماژول را میگیرد.
    دسترسی Friend یا نامحدود : متغیری که در بخش اعلان یک ماژول استاندارد با سطح دسترسی Friend اعلان میشود در تمام پروژه قابل دسترسی هست و محدودیت ندارد. اما از سایر پروژه ها قابل دسترسی نیست.
    سطح دسترسی Public : متغیری که در قسمت اعلان یک ماژول استاندارد با قلمرو public و بصورت Public تعریف میشود.در کل پروژه و سایر پروژه هایی که به این پروژه دارای ارجاع هستند قابل دسترسی است.مثال :
    در داخل یک ماژول استاندارد با قلمرو Public دو متغیر با سطح دسترسی Public و Friend تعریف میکنیم.
    Public module Module1

    Public myvarpub As integer

    Friend myvarfr As integer

    End Module
    اگر پروژه 2 ما دارای یک ارجاع (Refrence) به پروژه 1 باشد , میتوانیم از داخل پروژه 2 به متغیری که با سطح دسترسی Public در یک ماژول با قلمرو Public که در پروژه 1 قرار دارد دسترسی پیدا کنیم.
    Project1.Module1.myvarpub=1000
    اما از داخل پروژه 2 ما قابلیت دسترسی به متغیرهای پروژه 1 را که بصورت Friend تعریف شده اند نداریم. چرا که این متغیرها (Friend) فقط در داخل همان پروژه دیده میشوند.
    زمان عمر : زمان عمر متغیر مشخص میکند که تا چه زمانی یک متغیر وجود دارد. به مثال زیر دقت کنید : در داخل یک روال یک متغیر محلی تعریف کرده ایم
    Sub proceduA…()

    Dim locvar1 As integer=10

    Call proceduB

    Locvar1=1

    End sub
    متغیر Locvar1 یک متغیر محلی است و مقدار اولیه آن 10 است. هنگامیکه برنامه کد فوق را اجرا میکند و به فراخوانی روال B میپردازد دیگر متغیر Locvar1 خارج از قلمرو روال B است و در داخل روال B قابل دسترسی نیست, گرچه هنوز در روال A معتبر است. به بیانی دیگر روال B میتواند یک متغیر محلی دیگر با همین نام در داخل خود داشته باشد. پس زمان عمر متغیر Locvar1 فقط در زمانی است که برنامه در داخل روال A است, و در صورت حرکت به روالی دیگر عمر خود را از دست میدهد تا زمانیکه دوباره به روال بازگردد.

    انواع داده :

    Boolean : 2 بایت از حافظه را میگیرد و فقط دو مقدار True و False را قبول میکند

    Byte : 1 بایت از حافظه را میگیرد و میتواند عددی بین 0 تا 255 (بدون علامت) بگیرد

    Char : 2 بایت از حافظه را میگیرد و کد کاراکتر از 0 تا 65535 را قبول میکند.

    Date : 8 بایت از حافظه را میگیرد و از 1 , 1 ژانویه تا 31 دسامبر 9999 را قبول میکند.

    Decimal : 12 بایت از حافظه را میگیرد و عددی بین +/-79,228,162,514,264,337,593,543,950,335 بدون ممیز تا -/+ 7.9228162514264337593543950335 با 28 رقم بعد از ممیز را قبول میکند.

    Double : 8 بایت از حافظه را میگیرد و عددی بین -1.79769313486231E308
    تا -4.94065645841247E-324 برای اعداد منفی و عددی بین 4.94065645841247E-324 تا 1.79769313486232E308 برای اعداد مثبت میگیرد.

    Integer : 4 بایت از حافظه را میگیرد و عددی صحیح بین -2,147,483,648
    تا 2,147,483,647 را میگیرد.

    Long : 8 بایت از حافظه را میگیرد و عدد صحیح بین -9,223,372,036,854,775,808
    تا 9,223,372,036,854,775,807 را میگیرد.

    Object : 4 بایت از حافظه را میگیرد و هر نوعی را که بتوان در متغیر object ذخیره کرد میگیرد.

    Short : 2 بایت از حافظه را میگیرد و عددی صحیح بین -32,768 تا 32,767 را میگیرد.

    Single : 4 بایت از حافظه را میگیرد و عددی بین -3.402823E38 تا -1.401298E-45
    برای اعداد منفی و عددی بین 1.401298E-45 تا 3.402823E38 برای اعداد مثبت میگیرد.

    String : 10 بایت + 2 * طول رشته از حافظه را میگیرد و از 0 تا 2 بیلیون کاراکتر یونیکد را میگیرد.

    User-Defined : مقدار فضایی که از حافظه میگیرد متغیر است, محدوده مقدار هر عضو این ساختار را نوع داده آن عضور تعیین میکند.

  6. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

  7. #4
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض متغیرهای object

    متغیرهای Object :

    نوع داده object یک نوع اشاره گر است, در واقع مقدار یک متغیر از نوع object یک ادرس است که ارجاعی به یک شیء در حافظه میکند. در vb.net نوع داده object نوع داده عمومی یا سراسری است. یک متغیر از نوع object اشاره ای به داده سایر انوع داده ها میکند, بعنوان مثال :
    Dim Obj As object
    Obj=123L
    در کد فوق یک مقدار Long را در یک متغیر object قرار داده یم.
    کلاس Object در کلاسهای مبنای فضای نام system دارای یک متد بنام GetType هست که نوع, نوع object را برمیگرداند. مثلا اگر obj یک متغیر از نوع داده object باشد. کد نوع object را برگشت میدهد.
    کلاس Type که یکی دیگر از اعضای کلاسهای مبنای فضای نام System است دارای 2 متد است که اطلاعاتی در مورد زیرنوع , نوع داده object برگشت میدهند.

    ToString : یک رشته برمیگرداند که زیر نوع داده را مشخص میکند.(چیزی معادل تابع TypeName وی بی دات نت است).

    GetTypeCode : یک مقدار شمارشی از نوع کد (TypeCode) برگشت میدهد. (چیزی معادل تابع VarType در vb6 )

    کد PHP:
       Dim obj As Object
            obj 
    False
            Console
    .WriteLine(obj.GetType.ToString)
            
    Console.WriteLine(TypeName(obj))
            
    Console.WriteLine(Type.GetTypeCode(obj.GetType))
            
    Console.ReadLine() 
    نوع داده شخصی (User Defined Types) : ساختار یا Structure Data Type

    نوعی از انواع داده است که توسط خود کاربر تعریف میشود: برای تعریف از دستور Structure استفاده میکنیم :
    Structure Structurename

    End Structure
    در داخل بدنه ساختار ما متدهای عضو و یا عضوهای غیر متد را تعریف میکنیم. اعضای یک ساختار میتوانند متغیرها, خصوصیات, متدها و روال ها باشند. البته توجه داشته باشید که همه عضوها با یک سطح دسترسی تعریف شوند. مهمترین کاربرد ساختارها کپسوله کردن متغیرهای وابسته به هم است.


    Structure strPerson
    Public Name As String
    Public Address As String
    Public City As String
    Public State As String
    Public Zip As String
    Public Age As Short
    End Structure

    برای تعریف یک متغیر از نوع strPerson مثل گذشته عمل میکنیم :

    Dim APerson As strPerson
    برای دسترسی به یک عضو از ساختار , از نقطه استفاده میکنیم :

    APerson.Name = "Beethoven"
    ساختارها میتوانند بعنوان آرگومان به توابع ارسال شوند, و یا میتوانند بعنوان نوع برگشتی از یک تابع مود استفاده قرار گیرند.
    ساختارها شباهت هایی با کلاسها دارند , اما تفاوتها :
    ساختارها نمیتوانند بطور صریح ارث ببرند و نمیتوان از آنها ارث برد.
    تمام سازنده های یک ساختار باید پارامترهای معلوم و مشخص باشند.
    و .... مطالب پایه در بحث برنامه نویسی شیء گرا مطرح میشود

    ثابت ها :

    ثابتها مقادیری ثابت هستند که در طول برنامه هیچ گونه تغییری نمیکنند (بر خلاف متغیرها = متغیر یعنی چیزی که در تغییر میکند). برای تعریف ثابت از دستور Const استفاده میکنیم.Const myPvalue=3.14…………..


    نوع داده شمارشی :

    در واقع مجموعه ای از ثابت ها هستند که با هم در یک گروه قرار میگیرند. برای تعریف نوع داده شمارشی از دستور Enum استفاده میکنیم.

    Enum enumname

    End Enum
    مثال میخواهیم, 5 رنگ را در یک داده شمارشی تعریف کنیم و در برنامه از ایندکس های اختصاص داده شده به هر کدام استفاده کنیم :

    Enum myColor
    Black=0
    White=1
    Blue=2
    Green=3
    Red=4
    End enum
    حال میتوانیم با توجه به رنگها با اندیس ها کار کنیم.

    Msgbox(mycolor.blue)
    ==è 2
    توجه : نوع داده شمارشی در داخل روال ها قابل تعریف نیست

  8. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

  9. #5
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض

    تبدیل نوع داده :

    در vb.net برای تبدیل انواع داده توابع زیادی تهیه شده است. در کل کار این توابع تبدیل نوع داده یک متغیر به نوع داده دیگر است.
    توابع فوق عبارتند از :

    CBool : برای تبدیل مقادیر صحیح (Integer) به نوع داده Boolean بکار میرود. هنگامیکه یک مقدار عددی به بولین تبدیل میشود تمام مقادیر غیر صفر به True و مقدار صفر به False تبدیل میشوند.

    CByte : برای تبدیل مقادیر عددی بین 0 تا 255 به بایت بکار میرود.(قسمتهای اعشاری را گرد میکند)

    Cchar : یک آرگومان رشته ای میگیرد و اولین کاراکتر رشته را بعنوان نوع داده Char برگشت میدهد.

    CDate : مقادیر زمانی یا تاریخ (در صورت اعتبار) را به تاریخ تبدیل میکند

    CDbl : برای تبدیل هر مقداری که در محدوده نوع داده Double بگنجد بکار میرود و انرا به Double تبدیل میکند.

    CDec : برای تبدیل هر مقداری که در محدوده نوع داده Decimal بگنجد بکار میرود و انرا به Decimal تبدیل میکند.

    CInt : هر مقدار عددی که در محدوده نوع داده صحیح باشد به Integer تبدیل میشود. اعشار گرد میشود.

    CLng : برای تبدیل هر مقداری که در محدوده نوع داده Long بگنجد بکار میرود و انرا به Long تبدیل میکند. قسمتهای اعشاری گرد میشوند.

    Cobj : برای تبدیل هر نوع داده ای که قابل ترجمه به Object باشد بکار میرود.

    CShort : مقادیر عددی که در محدوده نوع داده Short باشند به Short تبدیل میشوند, قسمتهای اعشار گرد میشوند

    Csng : مقادیر عددی که در محدوده نوع داده Single باشند به نوع داده Single تبدیل میشوند(در صورتی که از محدوده مجاز بیشتر یا کمتر شود error میدهد)

    Cstr : در صورتی که مقدار ورودی مقادیر Boolean باشند تابع یکی از رشته های True یا False را برگشت میدهد. در صورتیکه مقدار ورودی زمان باشد تابع زمان را بصورت رشته ای برگشت میدهد. در صورتیکه مقدار ورودی عدد باشد تابع رشته ای که نشان دهنده عدد فوق است را برگشت میدهد.

    CType : تابعی برای انواع تبدیلات, CType(value,Typename) که value میتواند متغیر یا مقدار باشد و Typename نوع داده نهایی است که باید تبدیل به ان صورت گیرد.



    Val : برای تبدیل رشته به عدد
    Format و Str برای تبدیل عدد به رشته
    Chr : برای تبدیل کد عددی کاراکتر به کاراکتر
    Asc : برای تبدیل کاراکتر به کد عددی کاراکتر
    DateSerial و DateValue برای تبدیل تاریخ به عدد
    TimeSerial و TimeValue برای تبدیل زمان به عدد
    Hex و Oct برای عدد دهی به مبناهای دیگر

  10. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

  11. #6
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض

    عملگرها :

    در vb.net همانند علوم ریاضی برای کار با داده ها از عملگرها استفاده میکنیم, syntax بعضی از عملگرها بین ریاضی و vb.net متفاوت است: مانند ضرب, تقسیم و ....
    عملگرهای محاسباتی : شامل توان ^ , ضرب * , تقسیم / , تقسیم صحیح \ , Mod یا باقیمانده, جمع +, تفریق _ است.

    عملگرهای مقایسه ای : کوچکتر > , بزرگتر < , >= کوچکتر مساوی , <= بزرگتر مساوی, = مساوی , <> نامساوی , Is اگر طرف چپ همان شئ مساوی طرف راست باشد مقدار True برمیگرداند, Like که شباهت رشته ها را چک میکند.

    برای چسباندن رشته ها از عملگرهای + و & استفاده میکنیم

    عملگرهای منطقی :
    And : "و" منطقی در صورتیکه هر دو عملوند(عبارتی که بین عملگر قرار میگیرد) true باشند نتیجه true میشود ,

    Not : نفی منطقی که عملوند true را به false تبدیل میکند و برعکس ,

    Or : "یا" منطقی فقط اگر هر دو عملوند false باشند نتیجه false خواهد بود,

    Xor : "یا انحصاری" منطقی, اگر هر دو عملوند ارزش یکسلنی داشته باشند نتیجه false و در غیر این صورت true

    AndAlso : اگر عملوند اول false باشد نتیجه false و عملوند دوم هرگز تست نمیشود

    Orelse : اگر عملوند اول true باشد, نتیجه true و عملوند دوم تست نمیشود

    تقدم عملگرها : برای محاسبات فرمولها با توجه به نوع کار متفاوت هستند و عملگرهای زیادی در بین آنها وجود دارد. هنگام محاسبات باید نوعی حق تقدم در پردازش اعداد وجود داشته باشد تا فقط یک راه منطقی برای حصول نتیجه درست بدست آید, تقدم عملگرها در واقع اولویت پردازش آنها است.تقدم عملگرها بصورت زیر است : توان – نفی ریاضی (-منفی) - ضرب و تقسم – تقسیم صحیح – باقیمانده یا mod – جمع و تفریق – چسباندن رشته (+) – چسباندن رشته (&) –
    پس از آن عملگرهای مقایسه ای
    تساوی – نامساوی – بزرگتر از – کوچکتر از – بزرگتر یا مساوی – کوچکتر یا مساوی – LikeIs
    پس از آن عملگرهای منطقی
    NotAnd و AndalsoXor و Or و Orelse

    اولویت اول در عملگرهای محاسباتی با پرانتز است, در پرانتزهای تودرتو , پرانتزی که در مرکز قرار دارد حق تقدم بیشتری دارد, در عملگرهایی که از تقدم یکسان برخوردارند عملگری که در سمت چپ است اولویت بیشتری دارد

  12. #7
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض

    آرایه و کلکسیون ها

    آرایه ها

    یک آرایه برای نگهداری مجموعه ای از نوع داده ها یا اشیاء مشابه مورد استفاده قرار میگیرد, با استفاده از آرایه میتوانیم داده های خود را در یک ساختار برنامه نویسی واحد گردآورده و با کمک اندیس (Index) با آنها کار کنیم.

    با استفاده از دستورات Dim و ReDim آرایه ها را تعریف میکنیم :
    فرض کنید میخواهیم نمرات دانش آموزان یک کلاس را در آرایه ای بنام Student ذخیره کنیم.(تعداد دانش آموزان 20 نفر است)؛


    Dim Student(19) As integer

    دستور بالا آرایه ای با 20 عضو که همگی عدد صحیح هستند ایجاد میکند.برای کار با عنصرهای این آرایه از اندیسهای 0 تا 19 استفاده میکنیم, اولین عنصر آرایه Student(0) و آخرین عنصر Student(19) است.

    تابع UBound : از این تابع برای پیدا کردن کران بالای یک آرایه استفاده میشود.Ubound(arrayname,Rank) که Rank بعد آرایه و arrayname نام آرایه است.

    مثلا UBound(Student) مقدار 19 برمیگرداند.
    آرایه ای که در بالا تعریف کردیم, آرایه تک بعدی است, در صورتی که بخواهیم روی ایتمهای دیگری برای هر دانش آموز کار کنیم (مثلا تعداد امتحانات) نیازمند افزودن یک بعد (Dimention) جدید به آرایه بالا هستیم.
    کد PHP:
    Dim Student(1,19) As integer
            Student
    (00) = 25
            Student
    (01) = 34
            Student
    (02) = 41
            Student
    (10) = 27
            Student
    (11) = 30
            Student
    (12) = 42
    MessageBox
    .Show("on the first test student1 " Student(10)) 
    اگر تعداد عناصر یک آرایه را مشخص نکرده باشیم, میتوان در هنگام تعریف ارایه به عناصر آن مقدار داد.


    Dim numb() As integer={1,2,3,4,5}
    آرایه فوق یک آرایه 5 عضوی (با اندیسهای 0 تا 4 ) خواهد بود.

    آرایه دینامیک : به آرایه ای که بتوان تعداد عضوهای آنرا در زمان اجرا تغییر داد آرایه دینامیک میگویند.(هنگامیکه تعداد عناصر آرایه مجهول است مورد استفاده قرار میگیرد)


    Dim Student() As integer

    آما قبل از اینکه بتوانیم از آرایه بالا استفاده کنیم باید تعداد ابعاد و عناصر آنرا تعیین کنیم. این کار با استفاده از دستور ReDim صورت میگیرد.


    ReDim Student(1)
    Student(0)=24
    Student(1)=28

    اگر بخواهیبم هنگام تغییر عناصر ارایه, اطلاعات قبلی از بین نرود باید از کلمه کلیدی Preserve استفاده کنیم.


    کد PHP:
    Dim Student() As integerReDim Student(1)Student(0)=24Student(1)=28ReDim Preserve Student(5)Student(2)=31Student(3)=24Student(4)=20Student(5)=30 

    در مبحث حلقه ها بیشتر با نحوه کار با آرایه ها آشنا می شویم.

    شئ مجموعه یا کلکسیون :

    شئ مجموعه یا Collection object , شئ خاصی است که همانند یک ظرف برای اشیاء سایر انوع بکار میرود. در واقع نگهدارنده سایر اشیاء یا بطور جامع تر , وظیفه مجموعه های vb جمع کردن تعدادی شئ تحت یک نام واحد است, از نگاهی دیگر شئ مجموعه نسخه شی گرای همان آرایه معمول ویژوال بیسیک است.
    شئ مجموعه دارای 4 متد زیر است :
    Add : یک آیتم به مجموعه اضافه میکند.
    Count : تعداد ایتمهای موجود در مجموعه را برمی گرداند.
    Item : برای بدست آوردن یک عضو مجموعه (با استفاده از اندیس آن یا موقعیت ترتیبی آن در مجموعه و یا کلید ان) مورد استفاده قرار میگیرد.
    Remove : برای حذف یک ایتم از مجموعه (با استفاده از ایندکس یا کلید) مورد استفاده قرار میگیرد.

    کلید : به هنگام افزودن یک شی به مجموعه یک کلید (از نوع رشته) برای آن تعیین میکنیم.
    برای مثال : استانهای ایران را در یک مجموعه قرار میدهیم :

    Dim country As New Collection
    country.Add("Tehran", "Te")
    country.Add("Isfahan", "Is")
    همانند آرایه ها میتوانیم با شئ مجموعه کارکنیم.با استفاده از ایندکس میتوان به عناصر موجود در مجموعه دسترسی پیدا کرد(کران پایین یک مجموعه 1 است).

    توجه : عناصر یک مجموعه میتوانند قبل یا بعد از یک عضو اضافه شوند, در این صورت ایندکسها توسط خود vb مرتب میشوند. با حذف یک عنصر ایندکس عناصر باقیمانده تغییر میکند.

  13. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

  14. #8
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض

    سختارهای تصمیم گیری یا انتخاب (شرط)

    در vb.net 5 ساختار برای کار با شرطها وجود دارد که عبارتند از : If\ Then , If\ Then \ Else , Select Case , Switch و Choose . دو دستور آخر در vb6 وجود نداشتند و در نسخه .net عرضه شده اند.
    ساختار If \ Then : یا ساختار شرط تک انتخابی که برای تست کردن صحت یک شرط بکار میرود و در صورتیکه مقدار شرط true باشد, دستورهای داخل بدنه شرط اجرا میشود.مثال :
    Dim temperature As Integer
    If temperature>30 Then
    Msgbox("very hot")
    End if
    ساختار شرط If\ Then با دستور If شروع میشود, پس از شرط , عبارت Then و بدنه شرط که محل قرار گرفتن کدهای اجرا شونده بعد از تست شرط است. در پایان هم با عبارت End If از شرط خارج میشویم. در صورت استفاده از دستور فوق ما فقط قادر به آزمون یک تست و طبعا نتیجه گیری بر اساس همان تک شرط هستیم و فقط یک راه برای انتخاب داریم.اگر شرط True نباشد برنامه بدون انجام کاری از دستور خارج میشود

    ساختار If \Then \ Else : در این دستور شرطی بر خلاف دستور بالا دو حالت انتخاب وجود دارد, True بودن شرط که منجر به اجرای عملی میشود و یا False بودن شرط که منجر به اجرای عملی دیگر میشود.
    Dim temperature As Integer
    If temperature>30 Then
    Msgbox("very hot")
    Else
    Msgbox("Very nice or cool ")
    End if
    در این عبارت ابتدا شرط تست میشود, در صورتیکه True شود کدهای بعد از Then اجرا میشوند اما اگر شرط False شود کدهای بعد از Else اجرا میشوند.(دو انتخاب)

    Select Case : با استفاده از این ساختار تصمیم گیری ما قادر به تستهای زیادی هستیم. و میتوانیم چندین آیتم را با هم مد نظر داشته باشیم.
    Select Case(متغیر یا عبارت)
    Case 1 (اولین ایتمی که باید چک شود)
    Do………
    Case 2
    Do…………..
    ……….
    Case n
    Do………………
    Case else
    Do…………….
    End Select
    در داخل دستورات شرطی میتوانیم از عملگرهای منطقی استفاده کنیم. در دستور Select قادر به تست در بین دوبازه هستیم.
    Dim temperature As Integer
    Select temperature
    Case >50
    Do ………………………..
    Case<30 And >10
    Do………………………….
    Case 30 to 50
    Do …………………………
    Case Is 30
    Do ………………………….
    Case else
    Do ……………………………
    End select
    Microsoft.VisualBasic.Switch : این دستور که در vb.net جدید است, لیستی از عبارات یا مقدار را میگیرد و اولین آیتمی را که مقدار True داشته باشد, برمیگرداند.
    Microsoft.VisualBasic.Switch(مقدار یا متغیر1 , مقدار برگشتی1 ,……….,lمقدار یا متغیر n , مقدار برگشتی n)
    ایتدا عبارت اول چک میشود, در صورتیکه True باشد مقدار برگشتی 1 برگردانده میشود, در غیر این صورت عبارت دوم چک میشود و الی ..........

    Choose : در واقع تابعی است که بر اساس مقدار عددی یک ایندکس, یکی از آیتمهای مشخص شده در لیست را برمی گرداند.
    Choose(index, Choise1,Choice2,…………..,Choisen)
    اگر ایندکس مقدار 1 داشته باشد, ایتم 1 , اگر ایندکس 2 ایتم 2 و .......................

    نمونه کد : Download File - Best Sharing

  15. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

  16. #9
    مديريت كل سايت Taha آواتار ها
    تاریخ عضویت
    November 26th, 2005
    سن
    37
    ارسال ها
    4,340
    Thanked: 389
    قدرت اعتبار
    17

    پیش فرض

    ساختارهای تکرار یا حلقه ها (Loop)
    برنامه نویسان vb قادر به ایجاد حلقه هایی با سه دستور For , Do و While هستند.
    حلقه For : مهمترین حلقه vb است و فرم کلی آن بصورت زیر است :

    For index(As DataType)= Start to end [Step X]
    Do ………..
    Next [index]
    با شروع حلقه متغیر index مقدار Start را به خود میگیرد, هر بار که حلقه تکرار میشود این متغیر با توجه به Step افزایش پیدا میکند (در صورتیکه مقدار Step نوشته نشود vb بصورت پیش فرض مقدار آنرا برابر 1 قرار میدهد). حلقه زمانیکه متغیر index به end رسید خانمه پیدا میکند.(البته میتوان با دستور Exit For حلقه را پایان داد).
    در vb.net بر خلاف ویرایشهای قبلی میتوانیم متغیر حلقه را در خود حلقه تعریف کنیم مانند بالا یا اینکه آنرا ماقبل شروع حلقه تعریف کنیم.

    Dim index As integer
    For index=0 to n
    Or
    For Index As integer=0 to n
    بعنوان مثال مجموع اعداد 1 تا 100 را با استفاده از حلقه For بدست می آوریم :

    Dim sum,number As integer
    Sum=0
    For number=0 to 100
    Sum=sum+number
    Nexe
    Msgbox(sum)
    حلقه For Each : این حلقه مشابه با حلقه for است با این تفاوت که (مثلا در آرایه ها یا کلکسیونها) نیازی به دانستن تعداد عناصر نداریم. فرم کلی حلقه بصورت زیر است

    For each element (As datatype) in group
    Do ……………
    Next (element)
    در اینجا عناصر موجود در آرایه یا کلکسیون group یکی یکی به متغیر element نسبت داده میشوند.

    حلقه While : این حلقه شرطی را تست میکند, تا زمانیکه شرط true باشد حلقه بکار خود ادامه میدهد. هنگامیکه شرط False ارزیابی شود, برنامه از حلقه خارج و اولین دستور بعد از حلقه انجام می گیرد. فرم کلی حلقه بصورت زیر است: این حلقه بیشتر زمانی بکار می آید که تعداد تکرارها برای ما نامشخص است.

    While condition
    Do ………………
    End while
    بعنوان مثال با حلقه فوق اولین توان 3 بزرگتر از 3000 را بدست می آوریم :

    Dim number As integer=3
    While number<=3000
    Number=number*3
    End While
    Msgbox(number)


    **** در این حلقه و حلقه Do از سایر توابع vb که مقدار true یا false برمیگردانند میتوان استفاده کرد.

    حلقه Do : حلقه Do تا زمانیکه یک شرط true باشد(While) یا نباشد (Until) اجرا میشود, دو نوع حلقه Do داریم. در نوع اول : شرط حلقه در ایتدای آن تست میشود

    Do while | untile condition
    Do ………………
    Loop
    *** برخلاف ساختارهای While و Do While \ Loop ؛ ساختار تکرار Do Until \ Loop شرط را برای برقرار نبودن (False) چک میکند تا تکرار ادامه یابد.
    اگر مثالی را که با حلقه While انجام دادیم, بخواهیم با استفاده از حلقه Do Until \ Loop بنویسیم, میشود :

    Do until number>3000
    Number=number*3
    ………………………
    در نوع دوم , شرط حلقه در انتهای آن تست میشود, این حلقه حداقل یکبار اجرا میشود.
    Do
    Do ………………..
    Loop (while | untile)

  17. کاربران زير از دوست گرامي جناب Taha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :

    absat (Friday 3 August 2007)

بوک مارک ها

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •